ناصر الدين انصارى قمى
646
اختران فقاهت ( فارسى )
فضلا حاضر بود . آنان گفتند : وزن افعله كه جمع فعيل است بجز در دوجا ، يكى ادله جمع دليل ، و ديگرى اجله جمع جليل ، مضاعف نمىآيد . ايشان بدون درنگ گفت : در دو جاى ديگر هم مىآيد ؛ يكى اذله جمع ذليل و ديگر اعزه جمع عزيز . و يكى از آن دو نفر گفت : « قد اذللتنا » ( تو ما را خوار كردى ) . و نيز گفتهاند : كه ايشان در سفر زيارت عتبات عاليات ، وارد خرمشهر شد . علامه شيخ عيسى شبير خاقانى ، عالم خرمشهر كه مسلك اخبارى داشت ، به ديدار وى آمد ، ولى در اثر ضعف پا زير دوش او را گرفته بودند . شيخ عيسى وارد مجلس كه شد ، گفت : « ان فى اصولى ضعفا » . مرحوم حاج شيخ فورى پاسخ داد : « اعيذك باللّه من الضعف فى الاصول » ( تو را در پناه خدا قرار مىدهم از ضعف در اصول ) . مرحوم شيخ عيسى مقصودش اصول فقه بود ، ولى آيت اللّه معزى آن را حمل بر اصول دين نمود . و اين ، حاضر جوابى و كمال بديههگويى وى را مىرساند . « 1 » 3 . حسن تدبير يكى از كارهاى ارزنده و فراموش ناشدنى مرحوم آيت اللّه معزى ، نگهدارى دزفول و اطراف آن - بلكه تمام خوزستان - از دامنهء آتش جنگ جهانى اول است . وى با دورانديشى و سياست ويژهء خويش ، توانست آن خطه را از لهيب جنگ حفظ كند . هنگامى كه عشاير و مجاهدان عراق - به رياست مرحوم آقا سيد محمّد فرزند آيت اللّه سيد محمّد كاظم يزدى - بر ضداستعمار انگليس برخاستند ، عمال دولت
--> ( 1 ) . اين قسم گفتگو در علم معانى ، « تلقى المتكلم المخاطب به غير ما يترقبه - بحمل كلامه على خلاف مراده - ناميده مىشود . مثل اينكه در مقام تهديد ، به كسى گفته شود : « لأحملنك على الادهم » ، كه مراد از ادهم ، زنجير آهنين باشد . ولى او در پاسخ بگويد : « مثلك يحمل على الادهم و الاشهب » ؛ كه مراد او از ادهم ، اسب سياه باشد .